محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
705
مخزن الأدوية ( ط . ج )
افعال و خواص آن : محلل و جالى . * اعضاء الصدر * آشاميدن طبيخ آن با عسل جهت سرفه بارد و خشونت سينه و ضماد آن با روغن گل جهت ضربان ورم مقعده بغايت نافع و غسول آن سرخ كننده رخسار و مغز و تخم آن مبهى است . فصل اللام مع العين المهمله لعاب به ضم لام و فتح عين و الف و باى موحده به عربى ريق و به فارسى آب دهان نامند . ماهيت آن : معروف است . افعال و خواص آن : جالى خصوص لعاب دهان صايم يعنى شخص ناشتا و چون آب دهان صايم را در گوش كسى كه از اذيت كرم متأذى باشد ريزند تسكين دهد و كرم آن را بكشد و برآورد و طلاى آن محلل خون مرده و جالى بهق و كلف و قوباى اطفال را نافع و چون در دهن مار اندازند آن را بكشد . لعبت بربرى به ضم لام و سكون عين و فتح باى موحده و تاى مثناة فوقانيه و فتح دو باى موحده در ميان هر دو راى مهمله و در آخر ياى نسبت . ماهيت آن : بيخى است شبيه به سورنجان و باريكتر از آن و مانند سر پستان و طعم آن تلخ و تند و در مصر معروف به ترياق است و از نواح افريقيه آورند و نامقيدان مغشوش به سورنجان مىنمايند و بعضى سورنجان را به اين نام خوانند و اشتباه است . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح و قاطع بلغم و مقوى حرارت غريزى . * اعضاء الصدر و النفض * آشاميدن آن جهت قطع بلغم سينه و تحليل رياح معده و بواسير و ادرار خون حيض و بواسير و اوجاع صدر و امثال آن نافع . * السموم * رازى جهت سم افعى و سموم ساير هوام بغايت نافع دانسته و مدوامت آن باعث سرخى رنگ رخسار . مقدار شربت آن : دو درم كه در سويق بسيار جوش دهند تا رفع غاليه حدت آن گردد . المضار : اكثار آن مورث امراض حاره و مصدع ، مصلح آن گشنيز . بدل آن : به وزن آن مغز گردكان است و چون اطفال و يا غير ايشان به غلطى بخورند قى و اسهال آورد تا به حدى كه سرخى چشم و حالتى مانند مستان احداث نمايد و اگر زن باشد اختناق رحم و هلاك سازد . تدبير آن قى نمودن به روغن و عسل و بعد از آن انيسون خوردن است . لعل به فتح لام و سكون عين و لام گفتهاند معرب از لال هندى است . ماهيت آن : از احجار جديده است كه تازه اطلاع بدان به هم رسيده و در كتب احجار قديمه ذكر آن نيست و مؤلف منافع الاحجار و لباب الصناعت تصريح نمودهاند كه از سى سال متجاوز است كه سالى به سبب زلزله عظيمى كوه بدخشان منهدم گرديد و لعل ظاهر گشت و از جنس ياقوت است و رنگ آن از رنگ ياقوت در سرخى كمتر و اندك مايل به بنفشى و ارغوانى و از ياقوت نرمتر و معدن آن بدخشان از مملكت توران و در دكهن نيز به هم مىرسد و بدخشانى بهتر و سرخى آن غالب و صلبتر از دكهنى و دكهنى نرمتر و اندك تيرهتر و وافرتر از بدخشانى و كمبهاتر و بالجمله قسمى از اقسام ياقوت ياقوت است كه با اختلاف مكان بدين نحو متكون مىگردد و ياقوت در حرف الياء مع الالف مذكور خواهد شد . طبيعت آن : در گرمى و سردى معتدل مايل به حرارت و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : در تفريح دل و اعصاب و قوّت باصره قوىتر از ياقوت و حابس نزف الدم و بواسير و در جميع علل سوداوى قوى التاثير . مقدار شربت آن : از يك قيراط تا يك دانگ و بعضى تا نيم دانگ گفتهاند . فصل اللام مع الفاء لفاح به ضم لام و فتح فا و الف و حاى مهمله لغت عربى است . به فارسى شابيزك و مغد نيز نامند و مغد اسم بادنجان است . ماهيت آن : ثمر يبروح برّى است و بيخ لفاح عبارت از يبروح سريانى است و در حرف يا مذكور خواهد شد و نر و ماده مىباشد قسم ماده آن را برگ عريض و مفروش بر روى زمين و شبيه به برگ كاهو و از آن كوچكتر و مايل به سياهى و ثقيل الرايحه و گل آن سفيد و ثمر آن از زيتون بزرگتر و زرد و بسيار عفص و بعد از رسيدن با عطريت و مايل به شيرينى مىگردد و آن را لفاح الجن نامند و تخم آن شبيه به تخم سيب و بيخ آن دو سه عدد متصل به هم ظاهر آن سياه و باطن آن سفيد و پوست بيخ آن سطبر و مايل به سياهى و در شكل شبيه به صورت انسان و بىمو يعنى ليفهاى شبيه به موى كه در يبروح مىباشد در اين نيست و قسم نر آن را برگ املس و مانند برگ چغندر و ثمر آن به قدر خيار و زرد بيخ آن در سطبرى متوسط و صنفى از آن را منبت